متن آهنگ شبیخون از رضا صادقی
ﺑﺪم ﻣﻴﺎد از ﺧﻮدم وقتی ﺑﻪ ﭼﺸﻤﺎم ﺧﻴﺮه ﻣﻴﺸﻰ دروغ ﻣﻴﮕﻰ
اﻣﺎ دﻳﮕﻪ ﺟﻮن ﻛﻞ ﻛﻞ ﻧﺪارم ﺑﺎﺷﻪ ﺗﻮ راﺳﺖ ﻣﻴﮕﻰ
دﻳﮕﻪ ﻣﻬﻤﻢ ﻧﻴﺴﺖ ﭼﻰ ﻣﻴﮕﻰ اﻣﺎ ﻣﻮﻧﺪم ﭼﻄﻮر اﻳﻨﻘﺪر راﺣﺖ
ﻣﻴﺘﻮﻧﻰ ﺑﺎ وﻗﺎﺣﺖ ﻛﺎﻣﻞ دروغ ﻣﺜﻞ راﺳﺖ ﺑﮕﻰ
ﺗﻮ ﻓﻜﺮ ﻣﻴﻜﻨﻰ زرﻧﮕﻰ و ﻣﻦ از دورﻧﮕﻰ دﻧﻴﺎت ﺑﻰ ﺧﺒﺮم
ﻣﻦ ﻓﻜﺮ ﻛﺮدم درﺳﺖ ﻣﻴﺸﻰ و ﺑﺎ ﺳﻜﻮﺗﻢ ﻣﻨﻢ ﻣﻘﺼﺮم
ﺣﺎﻟﺎ ﻧﻮﺑﺖ ﻣﻨﻪ دﻳﮕﻪ ﺗﻮ
ﺳﺎﻛﺖ ﺷﻮ ﻓﻘﻄ ﺑﺸﻨﻮ
ﻧﻘﻄﻪ ﺳﺮ ﺧﻄ از ﻧﻮ
زﻣﻴﻦ ﮔﺮد و ﺧﻴﻠﻰ ﻛﻮﭼﻴﻜﻪ زﻳﺎد دور ﻧﻴﺴﺖ ﻧﺰدﻳﻜﻪ
دارم ﻣﻴﺒﻴﻨﻢ ﭼﻪ ﮔﺮگی ﺑﻪ روﺣﺖ ﺷﺒﻴﺨﻮن زده
زﻣﻮﻧﻪ ی ﺑﺪﻳﻪ ﻫﻤﺶ درده
ﻋﺠﻴﺐ ﺑﻰ رﺣﻢ و ﻧﺎﻣﺮده
ﺑﻪ زودی ﺣﺎل ﻣﻨﻮ ﻣﻴﻔﻬﻤﻰ
ورق وﻗﺘﻰ ﻛﻪ ﺑﺮﮔﺮده
ﻧﺬاﺷﺘﻢ ﺑﺪوﻧﻰ ﻛﻪ ﺑﺎ ﺳﺨﺘﻰ
واﺳﻪ اﻳﻨﻜﻪ ﺣﺲ ﻛﻨﻰ ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﻰ
ﺑﻪ ﻫﺮ آب و آﺗﻴﺸﻰ زدم
ﺗﺎ ﺑﺪوﻧﻰ دوﺳﺖ داﺷﺘﻦ ﺑﻠﺪم
ﻧﻔﻬﻤﻴﺪی ﻧﻪ ﻣﻴﻔﻬﻤﻰ ﻛﻪ ﻳﻌﻨﻰ ﭼﻰ
واﺳﻪ ﺣﺎل ﺧﻮب ﺗﻮ ﻣﻦ ﻗﻴﺪ ﻏﺮورﻣﻢ زدم
باور کن ساده ست مثل تو شدن اما این ذات توئه نه من
سخته واسه یکی مثل تو درک عاشق شدن
زمین گرد و خیلی کوچیکه زیاد دور نیست نزدیکه
دارم میبینم چه گرگی به روحت شبیخون زده
زمونه ی بدیه همش درده
عجیب بی رحم و نامرده
به زودی حال منو می فهمی
ورق وقتی که برگرد