متن آهنگ گل پونه ها از ایرج بسطامی
گل پونههای وحشی دشت امیدم وقت سحر شد
خاموشی شب رفت و فردایی دگر شد
من ماندهام تنهای تنها من ماندهام تنها میان سیل غم ها
حبیبم
سیل غم ها
گل پونهها نامهربانی آتشم زد آتشم زد
گل پونهها نامهربانی آتشم زد آتشم زد
گل پونهها بیهمزبانی آتشم زد
میخواهم اکنون تا سحرگاه بخوانم
افسرده ام دیوانه ام آزرده جانم
گل پونه های وحشی دشت امیدم وقت سحر شد
خاموشی شب رفت و فردایی دگر شد
من ماندهام تنهای تنها من ماندهام تنها میان سیل غم ها
حبیبم
سیل غم ها
گل پونهها نامهربانی آتشم زد آتشم زد
گل پونهها نامهربانی آتشم زد آتشم زد
گل پونهها بیهمزبانی آتشم زد
میخواهم اکنون تا سحرگاه بخوانم
افسردهام دیوانهام آزرده جانم
گل پونههای وحشی دشت امیدم وقت سحر شد
خاموشی شب رفت و فردایی دگر شد
من ماندهام تنهای تنها من ماندهام تنها میان سیل غم ها
حبیبم
سیل غم ها
من ماندهام تنهای تنها من ماندهام تنها میان سیل غم ها
حبیبم
سیل غم ها
من ماندهام تنهای تنها من ماندهام تنها میان سیل غم ها
حبیبم
سیل غم ها
شعر : هما میرافشار
خاموشی شب رفت و فردایی دگر شد
من ماندهام تنهای تنها من ماندهام تنها میان سیل غم ها
حبیبم
سیل غم ها
گل پونهها نامهربانی آتشم زد آتشم زد
گل پونهها نامهربانی آتشم زد آتشم زد
گل پونهها بیهمزبانی آتشم زد
میخواهم اکنون تا سحرگاه بخوانم
افسرده ام دیوانه ام آزرده جانم
گل پونه های وحشی دشت امیدم وقت سحر شد
خاموشی شب رفت و فردایی دگر شد
من ماندهام تنهای تنها من ماندهام تنها میان سیل غم ها
حبیبم
سیل غم ها
گل پونهها نامهربانی آتشم زد آتشم زد
گل پونهها نامهربانی آتشم زد آتشم زد
گل پونهها بیهمزبانی آتشم زد
میخواهم اکنون تا سحرگاه بخوانم
افسردهام دیوانهام آزرده جانم
گل پونههای وحشی دشت امیدم وقت سحر شد
خاموشی شب رفت و فردایی دگر شد
من ماندهام تنهای تنها من ماندهام تنها میان سیل غم ها
حبیبم
سیل غم ها
من ماندهام تنهای تنها من ماندهام تنها میان سیل غم ها
حبیبم
سیل غم ها
من ماندهام تنهای تنها من ماندهام تنها میان سیل غم ها
حبیبم
سیل غم ها
شعر : هما میرافشار